برای خواندن جدیدترین مطالب،نوشته ها و یادداشت های من به وبلاگ اندیشه پویا بروید.

 

اینجا کلیک کنیــــد

نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت توسط پویا دبیری مهر| |

مجله فرهنگی هنری "پیدا و پنهان" رادیو گفتگو با سه موضوع تقدیم علاقه مندان می شود.

مدرن سازی موزه ملی ایران، نخستین بخشی است که در گفت و گو با داریوش اکرزاده (سرپرست این موزه) بررسی می شود و در بخشی دیگر ساسان خلیلیان از جزئیات و اهداف برگزاری جشنواره شمس العماره خبر می دهد.

"پیدا و پنهان" همچنین در بخش تحلیلی خود، به بهانه نخستین همایش ملی تقابل با تخریب گرایی (وندالیسم) در میراث فرهنگی که اول و دوم اسفند ماه برگزار می شود، به موضوع تخریب گرایی در میراث فرهنگی اختصاص دارد.

علاقه مندان می توانند این برنامه را از ساعت 19:15 روی موج اف.ام ردیف 103.5 مگاهرتز دریافت کنند.

"پیدا و پنهان" دوشنبه ها، به سردبیری سارا فرجی، تهیه کنندگی فرهاد دهنوی، گویندگی منصوره صامتی و اجرای پویا دبیری مهر روی آنتن می رود.

نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت توسط پویا دبیری مهر| |

دیشب آقای طباطبایی داشت از جامعه و حاکمیت و گرانی انتقاد می کرد که یک کاغذ به ایشان دادند،شهیدی فر به زیرکی کاغذ را از روی دست حجت السلام طباطبایی خواهند و تا خواست بگوید چه نوشته آقای طباطبایی گفت:نوشتند که در این مورد حرف نزنم . . .
و شهیدی فر به سرعت گفت:قبایشان! قبایشان که مشکلی ندارد.لباسشان خوب است.


برچسب‌ها: شهیدی فر, طباطبایی, شوشول فرنود, گرانی, پارک ملت
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت توسط پویا دبیری مهر| |

هیچگاه این دانش آموخته جورج واشنگتن و رابط ایران و آمریکا در دوران ریاست جمهوری خاتمی را،اینقدر "مذبوح"،"مخلوع" و"مَبلوه" ندیده ام.

روزی در تمجید از او نوشتم"دیپلمات همیشه رئیس"،و چه حماقت هایی که گاهی انسان مرتکب می شود.

دکتر محمد نهاوندیان بخش خصوصی ایران را به قهقرا می کشاند.ای کاش کسی فهم کند این را.

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت توسط پویا دبیری مهر| |
ششمین پیدا و پنهان در رادیو گفت و گو با موضوع شناسنامه دار کردن اشیا تاریخی به سردبیری سارا فرجی با اجرای پویا دبیری مهر پخش خواهد شد.

دوشنبه  16آبان 19:15 موج اف ام ردیف 103.50 مگاهرتز با حضور محمد جواد آریانمنش،شهرام زارع،بهروز جعفری و جلیل گلشن.

تهیه کننده این برنامه فرهاد دهنوی است.

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت توسط پویا دبیری مهر| |

رفتم نشست نقد و بررسی فیلم سعادت آباد در فرهنگسرای ارسباران که به همت دوست عزیز آقای اخباری برگزار شد.لیلا حاتمی،همایون اسعدیان، مازیار میری، امیر عربی و جواد طوسی هم بودند.یکی از حاضرین از لیلا حاتمی پرسید که چرا نقش های شما تکراری است.لیلا حاتمی گفت:برای من مهم نیست که تکراری است.برایم مهم اینست که شخصیتی را بازی کنم که برایم قابل درک باشد و در فیلمی که ارزش دارد بازی کنم.

از مازیار میری،کارگردان این فیلم پرسیدم اینکه می گویی سعادت آباد جایی برای زندگی کردن نیست چه معنایی دارد و آیا فیلم تو دارای پیام خاصی است؟میری گفت:«من فیلمی ساخته ام که به بیان تضادهای ما می پردازد.تضادهایی که در جایی به نام سعادت آباد زیاد دیده می شود و نمی شود در آنجا زندگی کرد.»

میری با زیرکی زیاد توضیح نداد اما به جای آن همایون اسعدیان کمی به من خرده گرفت که چرا دنبال پیام در این فیلم هستم و توضیحی اینچنین داد:«قرار نیست ما فیلم بسازیم برای پیام دادن.ما فیلممان را می سازیم.ایران متاسفانه پر شده است از تناقض ها.طرف بنز دارد،با شلوار کردی پشت آن می نشیند و یک آفتابه هم می گذارد پشت آن.این تناقض هایی است که ما به دلیل مدرنیته و عدم درک آن با آن مواجه هستیم.که در سیاست و اقتصاد و فرهنگ ما هم هست.»

به اسعدیان گفتم پس تصدیق می کنید که دارای پیام بوده اید؟گفت:«نه با اون هدفی که تو می خواستی به آن برسی.»

از لیلا حاتمی هم پرسیدم که آیا در نقش "یاسی" در سعادت آباد،ژانر برنده فیلم بودید و قهرمان فیلم و آدم خوبه این فیلم رو خودتون می دانید؟مکثی کرد و بهم گفت:«اگر منظورتان نقش مثبت است خوب باید بگویم که نقش آدمی را داشتم که به اصولی پایبند بود و در بین این جماعت به هر حال شاید آدم خوبه این داستان بودم.»

لیلا حاتمی را به خاطر بازی در فیلم "جدایی نادر از سیمین" و "سعادت آباد" ستایش کردم و به او گفتم که اگر هم نقش تکراری داشته باشید،نقش هایتان را دوست داریم و مردم هم دوست دارند و هر آنقدر که حامد بهداد در سعادت آباد نقشی عامه پسند داشت،لیلا حاتمی هم نقشی کلاسیک و ماندنی داشت.با لبخندی مهربان تشکر کرد.

نوشته شده در دوشنبه نهم آبان 1390ساعت توسط پویا دبیری مهر| |

رسانه ها امروزه نقش اساسی در جهت دهی افکار دارند و این جهت دهی با شیوه های مختلفی اجرا می شود. مهمترین راه رسانه ها برای تقابل استفاده از حفره های رسانه است. اما حفره رسانه ای چیست؟

ابتدا گریزی می زنیم به سخنان وزیر اطلاعات در مورد بی بی سی که آن را فراتر از رسانه و در واقع یک مرکز جنگ اطلاعاتی و مذهبی دانسته بود. به طور کلی رسانه ها دارای هزینه های سنگینی در ایجاد و اداره و سرویس دهی هستند و مسلماً تامین این هزینه ها اهدافی در پی دارد. شکی نیست که رسانه ای مانند بی بی سی فارسی که تبلیغات موثری برای درآمدزایی ندارد از جایی باید تامین مالی شود. خوب آنجایی که چنین هزینه ای را تامین می کند بدون شک برای این کارش دلیل دارد و محض رضای خدا چنین کاری نمی کند.

جدای از این نه در مورد بی بی سی بلکه کل شبکه های رسانه ای دنیا از جمله خود ایران صرفنظر از زبان و محتوا و …تحت کنترل جریانهای امنیتی هستند. تقریباً هیچ شبکه ای در دنیا به طور رسمی و در سطح وسیع وجود ندارد که پشت آن یک سازمان امنیتی نباشد و یا اقلاً آن سازمان برایش خطوط کاری و قرمز ترسیم نکند. رسانه های داخلی امریکا مانند سی ان ان و فاکس نیوز و ای بی سی و …همگی در همین راستا فعالیت می کنند و شاید اتفاقی نباشد که وقتی یک موضوع در بوق خبری می رود از همه این شبکه ها یک چیز با آرایش و ویترینهای متفاوت عرضه می شود. پس اینکه بی بی سی چیزی فراتر از چند چهره و دوربین است نه تنها چیز جدیدی نیست بلکه اصلاً مورد شک نبوده و نیست.

اما چه چیزی باعث می شود این رسانه ها جذاب باشند؟ چرا مردم با اینکه اخبار این رسانه ها را مورد اعتماد نمی دانند سعی می کنند گوشه چشمی داشته باشند تا اخبار بیشتری در برابر نگاه خود داشته باشند؟

مهمترین دلیل خالی بودن جای نقد در رسانه های داخلی است. شما عملاً جز برنامه های ورزشی نقدی جدی و منصفانه در زمینه های دیگر با حضور افراد مختلف که دارای تقابل فکری باشند نمی بینید. اگر هم قرار بر نقدی باشد همیشه چند چهره مشخص هستند که نه تنها منتقد نیستند که سعی می کنند برعکس به توجیه بپردازند. خوب واضح است که رسانه هایی که در داخل فقط دارند با آب و تاب خبرهای خوش می دهند با واقعیات فاصله زیاد دارند و مخاطب رسانه که قطعاً دارای درک و شعور است ترجیح می دهد منابع خبری خود را تغییر دهد زیرا با قاطعیت مطمئن است که مثلاً صدا و سیما خبر خاصی منتشر نمی کند. شدت این بسته بودن رسانه ای در حدی است که مثلاً یک برنامه مانند صرفاً جهت اطلاع که از شبکه دو پخش میشود تبدیل به یک چیز عجیب و خرق عادت بشود! در حالیکه در عرف رسانه خیلی اتفاقاً پایین استاندارد تعریف شده است و چیزی در حد لوث کردن موضوعات است.

 

 

اتفاق اخیر که با پخش یک مستند در مورد رهبری جمهوری اسلامی رخ داد با اینکه در نوع خودش یک حرکت تازه و موضع جدید در مورد موضوع انتخابی برنامه برای رسانه هایی مانند بی بی سی است اما متضمن چیز جدیدی به لحاظ سیاست کلی رسانه ای آنها نیست. آنها فقط از این بهره می برند که حتی معادل پاستوریزه چنین برنامه هایی در ایران وجود ندارد. در واقع آنها نقطه ضعف رسانه های ایران را خوب شناخته اند و مدام سعی در ارایه برنامه هایی دارند که مشابه آنها در رسانه های داخلی وجود ندارد. چیزی که بدون شک مخاطب جذب می کند چون مشابه این حرفها را هیچ جایی نمی بیند و نمی شنود.

این روزها اغلب سایتها مزین به مطالبی در مورد مستند اخیر بی بی سی در مورد رهبری است که بسته به نگاه و تعلق فکری نویسندگان آنها به این موضوع پرداخته اند اما چیزی که هیچکدام بدان اشاره نکرده اند این است که جریان رسانه قابل توقف کامل نیست و اگر آنها چنین برنامه هایی دارند ریشه اش کمکاری و خطوط قرمز بیش از حد رسانه های داخلی است. تنها راه مبارزه در فضای رسانه ای انطباق با شرایط جهانی است و گرنه بدون شک برنده آنها هستند آن هم با اختلاف بسیار زیاد، زیرا قید و بند خاصی در ارایه مطالب و تولید محتوا ندارند.

شاید کمتر سالی است که در ماه بهمن و همزمان با مراسم سالگرد انقلاب ایران، وقایع آن موقع از جمله فیلم اولین سخنرانی امام پس از بازگشت به ایران در بهشت زهرا مورد سودجویی قرار نگیرد و این موضوع تقریباً از برنامه های ثابت آنها با اشکال مختلف است زیرا به خوبی آگاهند هرگز معادل توجیهی چنین برنامه هایی هم در داخل ایران ساخته نخواهد شد.

این اصل واضح در دنیای رقابت است که قدم اول در رقابت شناختن محدودیتهای رقیب است. قدم بعدی هم برنامه ریزی روی آن محدودیتها و ضعفها و در نهایت انتخاب بهترین شیوه ممکن برای ضربه زدن به رقیب. در دنیای رسانه که این کار خیلی تخصصی تر صورت می گیرد. نتیجه اش را هم می بینید که صدا و سیمای ایران که بارها و بارها بودجه بیشتری دارند مانند یک فیل که مقهور موش شده باشد در برابر شبکه هایی کوچکتر مانند بی بی سی فارسی و صدای امریکا مخاطب واگذار می کند.

انصافاً خودتان عملکرد آنها را در ناآرامیهای ایران با عملکرد رسانه های ایران در مورد نا آرامیهای انگلستان مقایسه کنید تا ببینید واقعاً کمبود رسانه ای واقعاً وجود دارد. تازه این را اضافه کنید که رسانه های ایرانی بر جامعه انگلیس بی اثر بودند و مشغول آسمان ریسمان بافتن برای مردم داخل ایران بودند! در واقع از دور التماس دعا داشتند!

در مورد اینکه رسانه ای مانند بی بی سی ادعا کرده که چون دفتر رسمی در داخل ایران ندارد پس همکاری در ایران ندارد هم باید گفت که فعالیت رسانه ای بدون کار میدانی در عصر اینترنت ناممکن نیست زیرا کافی است که فقط اخبار رسانه های اینترنتی داخلی را پیگیری کنند تا به بخش کافی از آنچه برای خوراک تبلیغاتی نیاز دارند دست یافته باشند اما این روش بهره پایینی دارد و بدون شک رسانه ای مانند بی بی سی برای خودش منابعی در داخل کشور دست و پا کرده است و اینکه انکار کنند کاملاً طبیعی است اما انکار واقعیت است. توان مالی بالای این شبکه ها به راحتی می تواند افراد مورد نظرشان را اغوا کند.

اما در مورد فعالیت ضد دینی در این رسانه ها باید گفت که این رسانه ها اساساً دید خوبی به هیچ نوع دین و اعتقادی ندارند و در مجموع رسانه های غربی حال به هر زبانی که باشند به طور جدی طرفدار محدود کردن و یا حتی تمسخر در قالب نقد و بررسی همه ادیان هستند و طبعاً شامل دین اسلام هم میشود. اگر هم بالفرض مسیحیت تبلیغ می شود برای خروج از اسلام است نه از حب دین مسیحیت، چون بالاخره کسی که از اسلام به مسیحیت برود عملاً بهتر روی آن می شود کار کرد و باز هم تغییرش داد.

نوشته شده در سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت توسط پویا دبیری مهر| |

آن زمان که مردان کلاه شابو به سر می ذاشتند و شلوار دم پا گشاد به پا می کردند ،در بین "داش ها" یکی از مرام هایشان اینطور بوده که اگر "داشی"  کلاه شابو اش از سرش می افتاد یا کلاه از سرش بر می داشتند کسر شان بود و آنکه کلاه نداشت انگار که مردانگی اش به هجمه رفته بود.

می گویند در قدیم؛یکی از داش های تهران . . .


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت توسط پویا دبیری مهر| |

چندی پیش که دیوید امرسون[David Emerso]،خبرنگار فاکس نیــوز آمریکا به تهران آمده بود فرصتی دست داد تا چند ساعتی را با وی بگذرانم.وقتی نقطه نظرات وی در خصوص روحیات و احوالات مردم ایران را می گرفتم،دو نکته از منظر این خبرنگار آمریکایی حائز اهمیت بود.یکی خرافه گرایی شدید ایرانیان و دوم بی نظمی.به دیوید امرسون گفتم:خود آمریکایی ها هم آدم های خرافاتی هستند و به خصوص در قشر مذهبی آمریکا،خرافه گرایی به معنای عام آن وجو دارد.

پاسخ جالب و قاطعی به من داد و گفت:«اگر ما ...


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390ساعت توسط پویا دبیری مهر| |

به یاد دارم روزی در کلاس درس استاد قندی یکی از هم کلاسی ها از ایشان پرسید:«استاد چطور می شود سردبیر یک روزنامه شد؟» استاد قندی هم که به صراحت لهجه مشهور است،نه گذاشت و نه برداشت،گفت:«تو هیچ وقت سردبیر نخواهی شد!اول خبرنگار خوبی باش؛سردبیری خودش می آید.»

حکایت،حکایت این روزهای خبر و خبرنگاری و رسانه های ما،خاصه در حوزه مکتوب یعنی،روزنامه ها،هفته نامه ها،بولتن های داخلی سازمان ها و ارگان ها،خبرگزاری ها و سایت های خبری است و رسانه های "شهروند روزنامه نگار " یا همان ...


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم تیر 1390ساعت توسط پویا دبیری مهر| |